چگونه متفکر بزرگی شویم؟ ۷ عادت انسانهای بسیار باهوش
اکنون در زمانهای زندگی میکنیم که در آن داشتن ذهن متمرکز، مهارت خواندن، محاسبههای عددی و استدلال کلامی و هنر مذاکره و گفتوگو رو به افول است. اما چطور میتوان از این روند فاصله گرفت؟ سایمون کوپر در این یادداشت با توصیف هفت عادت انسانهای باهوش تلاش میکند پاسخی به این پرسش ارائه کند.
مطالب همپرسه
جان مرشایمر: واقعگرایی ساختاری در روابط بینالملل
جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه شیکاگو، صاحب نظریه «واقعگرایی تهاجمی» و از جمله برجستهترین چهرهها در سنت فکری واقعگرایی در روابط بینالملل است. سنتی که شاید اصلیترین بنیانگذار آن را بتوان توسیدید، ژنرال، مورخ و نویسنده یونانی کتاب درخشان «تاریخ جنگهای پلوپونزی» نامید.
راجر اسکروتن: چپ و نگرش منفی به جهان
راجر اسکروتن، فیلسوف محافظهکار بریتانیایی است که به نقدهای متداول خود از جریان چپ شهرت دارد. او طی مصاحبهای با حمزه یوسف، پژوهشگر مسلمان نوسنتگرای آمریکایی با موضوع معنای محافظهکاری، ذهنیت منفیِ مسلط بر جریان چپ را از عوامل عمده مصائبی میداند که این جریانها پس از رسیدن به قدرت، بر جوامع خودشان تحمیل کردهاند.
آموزش مجادله: چگونه بهتر جدل کنیم؟
بو سو، نویسنده و قهرمان دو دوره مسابقات جهانی مناظره، معتقد است که مکالمههای عمومی ما در وضعیت بحرانی قرار گرفتهاند. از نظر سو، مهارتهای استدلالی ما از لحاظ جمعی، طی دهههای اخیر تضعیف شده، و در نتیجه، به استدلالهای بدی انجامیده است. استدلالهایی که اعتماد مردم به ایده مفید بودن مجادله را به کلی مخدوش کردهاند.
دیدگاه یونگ: چگونه با مرگ مواجه میشویم؟
در دیدگاه یونگ، «هنگامی که مرگ با ما مواجه میشود، زندگى همیشه جریانی رو به پایین یا مانند ساعتی به نظر میرسد که متوقف شده و «تمام شدنش» بدیهی فرض شده است». با وجود این، تصدیق کردن، پذیرفتن، و حتی رشد رابطهای با مرگ میتواند به شخص کمک کند تا زندگی کاملتر و سرزندهتری داشته باشد.
کارل یونگ و مرگ
کارل یونگ و مرگ | یونگ معتقد است آگاهی از مرگ میتواند به ما برای خلق یک زندگی نیتمند کمک کند – زندگیای که در خدمت حرکت روح به کمال است. یونگ درک کرد، به رغم اینکه ما مرگ را به عنوان «قطعه وحشتناکی از سبعیت» تجربه میکنیم، ناخودآگاه، مرگ را جشن میبیند.
فریدریش هایک: تمامیتخواهی چگونه به قدرت میرسد؟
بدنامترین دیکتاتورهای تاریخ، تصادفی به قدرت نرسیدند. فریدریش هایک، زمانی که این جمله را نوشت احتمالاً بیش از هر چیز به تمامیتخواهی و تجربه آلمان طی جنگ جهانی دوم نظر داشت. در این رابطه، پرسشی که به طور خاص هایک به آن میپردازد این است که تمامیتخواهان چگونه میتوانند به قدرت برسند و کل مردم را به استبداد مطلق وادار کنند.
عضویت در همپرسه
برای ثبت نظر و آگاهی از آخرین مطالب نوشته شده در همپرسه
























