۱۴ شیوه‌ای که نارسیسیست‌ها می‌توانند مشابه رهبران فرقه‌ای باشند


نارسیسیست‌هایی که در گروه‌های دوستی، جمع آشنایان، روابط کاری و غیره با آن‌ها مواجه می‌شویم ممکن است ویژگی‌های رهبران فرقه‌ای مخرب را داشته باشند. در این مقاله از دن نیوهارت، دکترای تخصصی، مشاور و نویسنده در حوزه ازدواج، خانواده و مدیریت افراد خودشیفته با ۱۴ ویژگی رفتاری چنین موجودات خطرناکی آشنا می‌شویم.

 ‌ 

شیوه‌هایی که برخی نارسیسیست‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایشان در روابط شخصی به کار می‌برند، می‌تواند شباهت چشم‌گیری با روش‌های تحمیلی رهبران فرقه‌های مخرب داشته باشد.

اگر همسر، یکی از اعضای خانواده، دوست یا رئیس شما فردی نارسیسیست است، از خودتان بپرسید آیا یکی از این ۱۴ ویژگی مربوط به فرقه‌های مخرب، تطابقی با رابطه‌تان با آن فرد دارد یا خیر:

  1. رهبران فرقه‌ها چهره‌ای فراتر از زندگی از خودشان می‌سازند.آن‌ها مانند شخصی خودشان را نشان می‌دهند که دارای سرشت و گوهر نیکی است؛ او حکمت ویژه‌ای دارد و در مواجهه با دیگران چالش‌ناپذیر جلوه می‌کند، گویی کسی بالاتر از او وجود ندارد.
  2. حقوق اعضا فدای منافع گروه، رهبر یا آرمان کلی می‌شود.به اعضا گفته می‌شود آنچه فرقه از آن‌ها می‌خواهد به نفع خودشان است، حتی اگر موجب آسیب زدن به خودشان شود.
  3. ذهنیت «ما علیه دیگران» حاکم است. بیگانگان خطرناک یا دشمن تلقی می‌شوند. این نگاه سبب می‌شود تمرکز اعضا از درون گروه به بیرون معطوف شود، تا احتمال تشخیص مشکلات داخلی کمتر شود. افزون بر این، دیدن دیگران به چشم دشمن، بهانه‌ای برای توجیه اقدامات افراطی خواهد بود.
  4. رهبر یا آرمان به اصلی‌ترین موضوع تبدیل می‌شود.اعضا زمان زیادی را صرف رهبر و گروه می‌کنند و زمان اندکی برای مراقبت از خود یا تأمل باقی می‌گذارند.
  5. احساسات بی‌ارزش، کوچک یا دستکاری می‌شوند.شرم، گناه، اجبار و ترساندن ابزارهایی برای کنترل اعضا هستند. اعضا به مرور از غرایز و شهود خود فاصله می‌گیرند و به جای آن باید از رهبر یا آموزه‌های فرقه راهنمایی بگیرند. آن‌ها با گذشت زمان، عادت‌ها و ارزش‌های پیشین را از دست می‌دهند.
  6. پرسشگری و مخالفت با نظر رهبر تحمل نمی‌شود.داشتن شک به رهبر یا فرقه، ناپسند یا گناه تلقی می‌شود. به اعضا القا می‌شود که تردید یا مخالفت، نشان‌دهنده نقصی در خودشان است.
  7. اهداف وسیله را توجیه می‌کنند. درستیِ رهبر و فرقه، رفتارهایی را توجیه می‌کند که با معیارهای اخلاقی و صداقت اکثر مردم ناسازگار است. در فضای تعصب‌آلود فرقه، «همه چیز مجاز است».
  8. نزدیکی به فرقه و رهبر پاداش دارد، فاصله گرفتن مجازات دارد. طرد موقت یکی از ابزارهای کنترل کسانی است که از قواعد تخطی می‌کنند. اعضا از طرد شدن می‌ترسند چون این به معنای از دست دادن هویت و امتیازهای عضویت در گروه است.
  9. اعضای فرقه در چرخه بی‌پایان «شدن» گرفتار می‌شوند.فقط رهبر کامل به شمار می‌رود. بقیه باید تلاش کنند از او تقلید کنند. بیشتر فرقه‌ها به گونه‌ای عمل می‌کنند که اعضا هرگز به این «کمال» نمی‌رسند، پس همیشه وابسته می‌مانند.
  10. دروغ‌ها آن‌قدر تکرار می‌شوند تا درست به نظر برسند.رهبر فرقه هرگز اشتباه نمی‌کند و نیازی به عذرخواهی ندارد.
  • رهبران فرقه از اعضا برای منفعت خود بهره‌کشی می‌کنند.اعضا تشویق یا مجبور می‌شوند زمان، پول و چیزهای دیگری را برای رفع نیازهای رهبر صرف کنند.
  • ارتباطات فریبکارانه یا تحمیلی است.واقعیت‌ها همیشه چیزی نیستند که به نظر می‌رسند. این موجب ابهام و سردرگمی می‌شود و اعضا را آسیب‌پذیر می‌کند. آن‌ها برای یافتن آرامش به هاله یقین رهبر پناه می‌برند.
  • یکسان‌سازی تشویق می‌شود.شکل خاصی از ظاهر، رفتار، واژگان و اصطلاحات فرقه‌ای، به هنجار اعضا تبدیل می‌شود. به‌تدریج اعضا خود را نه به عنوان فرد، بلکه بخشی از یک کل تعریف می‌کنند.
  • انجام خواسته‌های رهبر راه رسیدن به روشنی یا خوشبختی معرفی می‌شود. به مرور زمان، اعضا عادت‌ها و معیارهای پیشین خود را کنار می‌گذارند. آن‌ها در حبابی زندگی می‌کنند که اطلاعات مخالف با آموزه‌های فرقه در آن فیلتر می‌شود.

اگر در رابطه‌تان با یک فرد نارسیسیست شباهت‌هایی با این شیوه‌ها می‌بینید، به یاد داشته باشید:

  • فرقه‌ها و نارسیسیست‌ها از شیوه‌های نیرومند دستکاری استفاده می‌کنند، اما کاری جادویی نمی‌کنند. شناخت روش‌های آن‌ها می‌تواند به شما کمک کند فریب نخورید.
  • اگر کسی نارسیسیست است، در به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی با او احتیاط کنید، زیرا ممکن است بعدها علیه شما به کار رود.
  • در هر رابطه بالغ، شما حق دارید در برابر کنترل یا دستکاری بایستید، از آن پیشگیری کنید یا خودتان را از آن جدا کنید. نیازی به ارائه دلیل و اجازه دیگران ندارید.
  • در هر رابطه بالغ، شما حق دارید پرسش کنید، تصمیم خودتان را بگیرید و به ارزش‌ها و اهداف خودتان وفادار بمانید.
  • هیچ‌کسی حق ندارد بگوید چه فکری بکنید یا چگونه احساس کنید.